شعر نوشت شماره1
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 7:48
مباد سفره ی رنگین تان کپک بزند خلاف میل شما چرخکی ، فلک بزند به پاسبان محل بسپرید نگذارد گرسنه ای سر این کوچه نی لبک بزند شما به پاکی ایمان خویش شک نکنید درخت دین جماعت اگر شتک بزند شما به سایه باغات خویش خوش باشید اگر چه باز گلویی دم از فدک بزند رها کنید علی را که مثل هر شب خویش به زخم کهنه و نان ج...
شعر نوشت شماره 2
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 7:48
دلم دارد بدان زلف چلیپا همان الفت که با زنار ترسا گره از کار مجنون کی گشاید کسی که عقده زد بر زلف لیلی بسی تند است و سرکش آتش عشق ولیکن خار از او ترسد نه خارا ندیدم هــرگز این آشـــفته دل را مــگر در بنــد آن زلــف چلیــپا یکی شد شیخ و آن دیگر برهمن که دارد عشق در سرها اثرها نـــبودی کوه کندن کـــار...
شعر نوشت شماره 3
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 7:48
در بلا هم میچشم لذات او مات اویم مات اویم مات او مولانا
شعر نوشت شماره 4
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 7:48
آن دوست که دیدنش بیاراید چشم بیدیدنش از گریه نیاساید چشم ما را ز برای دیدنش باید چشم ور دوست نبینی به چه کار آید چشم؟ سعدی
شعر نوشت شماره 5
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 7:48
دلقت به چه کار آید و مسحی و مرقع خود را ز عملهای نکوهیده بری دار حاجت به کلاه بر کی داشتنت نیست درویش صفت باش و کلاه تتری دار سعدی
شعر نوشت شماره 6
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 7:48
غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی بامن به جمع مردم تنها خوش آمـدی بین جماعتی که مرا سنگ می زنند می بینمت، برای تماشا خوش آمدی راه نجات از شب گیسوی دوست نیست ای من ! به آخرین شب دنیا خوش آمدی... پایان ماجرای دل و عشق روشن است ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود منت گ...
وصی بلافصل خاتم علی است
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 7:48
وصی بلافصل خاتم علی است قسیم بهشت و جهنم علی است ز گهواره تا گور عشقم علی است و استاد عیسی بن مریم علی است شروع سخن اسم اعظم علی است هر آنچه اراده کند آن شود غبار قدم هاش سلمان شود و رمز تمامی قرآن شود بنا بود اگر ایزد انسان شود فقط یک نفر میشد آن هم علی است حامد تجربی